دروازهای به منطقه اژه: افسوس و پاموکاله
تخیل خود را به تعطیلات ببرید:
فقط 10 درصد از افسوس پس از 140 سال کار باستانشناسی به روشنایی آمده است و پاموکاله به شما احساس میکند که به دنیای خیالانگیزی وارد شدهاید. هیچ مسافر اژهای جا نمانده است...
آندروکلیوس، پسر پادشاه باستانی کدروس، تصمیم میگیرد که سواحل دیگر دریای اژه را کشف کند. قبل از اینکه به سفر برود، از مشاور یک معبد آپولو مشورت میگیرد. مشاور میگوید: "شما در جایی که ماهی و گراز اشاره میکنند، شهری تأسیس خواهید کرد." پس از گردش در دریای اژه، آندروکلیوس به سرزمین در خلیجی که در ورودی رود مِندرس قرار دارد میرسد. آنها آتش میزنند و ماهی میپزند، اما گرازی که از جنگل بیرون میآید، ماهیها را میدزدد. این واقعه به آندروکلیوس یادآوری میکند که مشاور چه گفته است. اینگونه است که تأسیس افسوس بر روی فریسهای واقع در ورودی معبد هادرین نوشته شده است. سه هزار سال افسانهها، این مکان را به یکی از شهرهای باستانی فوقالعاده در آناتولی تبدیل کرده است. هر سال بیش از یک و نیم میلیون گردشگر به این مکان مراجعه میکنند. بنابراین، من اینجا در افسوس هستم تا از دیدگاه متفاوتی به آن نگاه کنم، همراه با یک دوست تاریخدان هنری. من بیشتر به کاوش در روح شهر علاقه دارم تا صرفاً جمعآوری اطلاعات. به عنوان مثال، من به دیدن تأثیرات دوره نوسنگی یا منبع الهام برای ایجاد "معبدهای پریپترال" علاقهمند هستم. کاوشهای باستانشناسی افسوس حدود 140 سال است که ادامه دارد. بخشی که ما بسیار تحت تأثیر قرار گرفتهایم، فقط 10% از افسوس است، اما باز هم منطقهای وسیع است. دیدن تمام این منطقه دشوار است، به ویژه زیر آفتاب سوزان تابستان. بنابراین، خیلی بهتر است که این مکان را در بهار ببینید که هوا گرم نیست. ویرانههای این شهر باستانی در ناحیه سلچوک در ازمیر قرار دارند. تمام این ویرانههای باستانی مربوط به افسوس است که در سال 3000 قبل از میلاد توسط ژنرال لیزیمارخوس، یکی از ژنرالهای اسکندر بزرگ تأسیس شد. تاریخ تأسیس واقعی این شهر، که در دوران هلنی و رومی به اوج خود رسید، به 6000 قبل از میلاد در دوران نوسنگی باز میگردد. وقتی این اطلاعات را شنیدم، تصوری که از ویرانههای افسوس داشتم به کلی تغییر کرد. روزگاری پایتخت یک ایالت آسیایی بوده و در یک شهر بندری با 200 هزار سکنه واقع شده است. وقتی این را شنیدم، نتوانستم بپرسم که آیا مردم آن زمان هم از ازدحام شهر شکایت میکردند همانطور که ما از مردم عادی این عصر شکایت میکنیم، مردمی که امروزه به آنها "تام" و "دیک" و "هنک" میگوییم. آیا آنها هم به دیدن این مکان میآمدند؟
سنگهای اصلی شهر
شهر دو ورودی دارد که به لحاظ تاریخی به اندازه خود شهر اهمیت دارند. ما به ورودی شرقی دیوارهای افسوس که به نام مگنزی معروف است میرویم. ساختمان پارلمان (اودئون) که به عنوان محل جلسه نخبگان شهر مورد استفاده قرار میگرفت درست در مقابل ما قرار دارد و مانند یک تئاتر بزرگ به نظر میرسد. ما با بالا رفتن از پلهها و عبور از دروازهها به خیابان کوریته میرسیم. نام این خیابان "کوریته" نام رهبانان افسی است و به معنای رهبانان نیمهخدا است که هر شب در اسطورهشناسی آتش روشن میکنند. غیرممکن است که از فناوری پیشرفته سیستم فاضلاب ساخته شده زیر کفهای سنگ مرمر شگفتزده نشوید. در هر دو ورودی این خیابان، میتوانید شاهد برجستهترین رلیفهای شهر باستانی باشید، به ویژه هرمس که با کفشهای بالدار و الهه پیروزی، نیکه، به تصویر کشیده شده است. وقتی خیابان شروع به یکدست شدن میکند، تندیس ممیوس را در سمت راست و معبد دو میتیان را در سمت چپ خواهید دید. افسوس این معبد را برای امپراتور رومی دو میتیان ساخته است. هدف این بود که روابط خوبی با رم داشته باشد. نزدیکترین چشمه تراژان در نزدیکی قرار دارد و کرهای که زیر پای تندیس امپراتور تراژان قرار دارد، supposed to represent زمین را نشان میدهد. معبد هادرینوس نیز قطعه هنری مهمی است که سرنخهایی درباره شهر و افسانه تأسیس افسوس با رلیفهای تیکن بر روی دیوارهایش میدهد. لاترینا (یک دستشویی عمومی) همچنین یکی از جالبترین مکانهای افسوس است. در وسط آن، یک استخر مربع وجود دارد که به عنوان یک حمام رومی عمل میکرد. در کنار هم، توالتهای سبک کلاستری سنگ مرمر در سه طرف سازه بدون هیچ پردهای بین آنها قرار دارند و کانال آب تمیز از جلوی نشیمنها عبور میکند.
عشق در نگاه اول
هر قسمت از افسوس زیبا است، اما هرگز تصور نمیکردم که در نگاه اول عاشق یک سازه تاریخی شوم. کتابخانه سلوس به شما میگوید: "ای کاش میتوانستیم در افسوس زندگی کنیم". این سازه به عنوان یک مقبره توسط کنسول گایوس یولیوس آکیلا به نمایندگی از پدرش، فرماندار عمومی آسیا سلوس اولامئانوس در سال 117 میلادی ساخته شد. چهار مجسمه زن که در جلوی ساختمان قرار دارند هوش، فضیلت و تخصصهای علمی سلوس را نمایندگی میکنند اما امروزه نسخههای اصلی آنها در موزهای در وین نگهداری میشوند.
گردشگر آریاخوان
وقتی به تئاتر بزرگ رسیدیم، متوجه شدیم که روز خوشی داریم، چرا که یک خواننده اپرای استرالیایی ناگهان در وسط تئاتر با ظرفیت 25,000 نفر شروع به خواندن آریا کرد. ما در ردیف اول نشسته بودیم و فقط به او گوش میدادیم و تحت تأثیر واقعگیرایی عالی تئاتر قرار گرفتیم. وقتی آریا تمام شد، متوجه شدیم که حدود پنجاه نفر دیگر نیز کنار ما نشسته و به خواننده گوش میدادند. این تئاتر در دوران هلنی ساخته شده و به عنوان بزرگترین تئاتر باستانی شناخته میشود. مسیرهای زیادی برای اتصال به افسوس وجود دارد، اما ما تصمیم گرفتیم از شهر پادشاه افسوس به مکان تفریحی پادشاه پاموکاله برویم. نمیدانم که 2000 سال پیش چطور به نظر میرسید، اما به نوعی پاموکاله قدرت آرامش روح و بدن شما را دارد. وقتی به پاموکاله رسیدیم، اولین چیزی که متوجه شدیم، ترکیب بزرگ رنگها بود که وقتی اشعههای زرد از خورشید بر روی سفیدی تراورتن تابیده میشود، دیده میشود. این معجزه بصری پاموکاله باعث میشود که همه همین سوال را بپرسند: چگونه این تشکیل شده است؟ شما تقریباً تصور میکنید که این مکان کارخانهای برای پشمک خدایان یونانی بوده است، اما واقعاً توضیح علمی بسیار خوبی دارد. وقتی آب معدنی حرارتی درمانی بیرون میآید، کربنات کلسیم در آن به رسوب تبدیل میشود. این ابتدا به صورت ماده ژلهای نرم بیرون میآید، اما با گذشت زمان سختتر میشود و تراورتن را ایجاد میکند.
دمای آب عالی است
من یکی از افرادی هستم که نتوانستهام چشمه حرارتی یا دریایی پیدا کنم که برای بدنم مناسب باشد، اما در پاموکاله بالاخره آن را پیدا کردم. دمای آب، که نزدیک به دمای متوسط بدن است، برای قرنها پاموکاله را به مکانی محبوب برای آنهایی که به دنبال درمان هستند، تبدیل کرده است. علاوه بر قدرت آرامش بدن، آب به خاطر سطح بالای کلسیم برای مشکلات استخوانی خواص درمانی دارد. در این منطقه 17 سایت آب گرم وجود دارد و هر کدام دارای دماهایی بین 35 درجه سانتیگراد تا 100 درجه سانتیگراد هستند. ناحیه تراورتن در مجموع 300،000 متر مربع است. در ناحیه تراورتن، کفشها ممنوع هستند، بنابراین بهتر است از کفشهایی استفاده کنید که به راحتی از پا درآورده و بپوشید. اولین لحظهای که پا بر روی تراورتن میگذارید، بلافاصله آرامش را احساس میکنید و متوجه میشوید که پاهای بیچارهتان چقدر تحت فشار بودهاند. این احساس میکند که بدن شما مانند یک کیسه شن سنگین شده است و پاهایتان مانند قورباغه زیر آنها احساس میشود. شما قورباغه را باز میکنید و بگذارید شن به داخل آب بیفتد. بدترین قسمت در مورد رفتن به تراورتن این است که مجبور به ترک آن میشوید. فقط میخواهید کفشهایتان را درآورید و در آنجا بخوابید.
سطح بالای عشق
پاموکاله به خاطر تراورتناش معروف است، اما روزگاری در تاریخ. Telephus، که بنیانگذار برگاما بود، دستور ساخت هیراپولیس را به عنوان هدیهای برای همسرش، ملکه آمازون، هیرا صادر کرد. ما میتوانیم سفر خود را با بازدید از سومین تئاتر باستانی شگفتانگیز آغاز کنیم. این تئاتر روی تپهای با ظرفیت 15 هزار نفر قرار دارد و در تمام شکوه خود ایستاده است. رلیف آپولو که در پشت صحنه قرار دارد قابل توجه است. در پایین تپه، معبدی را میبینید که برای آپولو، که خدای هیراپولیس بود، ساخته شده است. گفته میشود که این مکان محل ملاقات خداوند زمین، سایبل و آپولو بوده است. افسانه دیگری میگوید که کاهن سایبل به این غار پایین میرفته و از گاز سمی تحت تأثیر قرار میگرفته است. پلههای مرمر و دیواری که شامل پیشگوییهای آپولو در بین ویرانههای معبد است، ارزش دیدن دارد. هیراپولیس همچنین یک سایت مهم مسیحی است. مارتیروم (مقبره) درست در کنار هیراپولیس نشان میدهد که پاموکاله از زمان تأسیس خود چقدر برای مسیحیت مهم بوده است. موزاییکهای با الگوی گیاهی که کفها و مناطق متصل را پوشش میدهند، ارزش دیدن دارند.
قبل از بازگشت، حتماً ببینید!
غار هفت خوابآور افسوس: اگر به افسانهها و اسطورهشناسی علاقهمند هستید، حتماً باید این غار را ببینید. داستان هفت خوابآورانی که 309 سال خوابیدهاند جالب است.
خانه مریم مقدس: این توقفی است که نباید افسوس را ترک کنید قبل از اینکه آن را ببینید. این مکان برای مریم مقدس ساخته شده و در حال حاضر مکانی زیارتی برای مسیحیان است.
موزه باستانشناسی افسوس: ویرانهها و آثار تاریخی که در این موزه کشف شدهاند.
موزه عمومی حمام سادت هاتون: این موزه در داخل یک ساختمان قرن شانزدهم قرار دارد که در سلچوک واقع شده است. وقتی به موزه میروید که همه چیز درباره حمامهای ترکی را نشان میدهد، واقعاً میخواهید آن درمان خاص "کسه" را که توسط حمامهای ترکی داده میشود، دریافت کنید.
چگونه به پاموکاله برویم؟
از مینیبوسهای کاراهیت – پاموکاله استفاده کنید که از ایستگاه اتوبوس دنیزی حرکت میکنند؛ فقط 50 متر پیادهروی از ایستگاه جایی که پیاده میشوید.
چه چیزی بخوریم؟
در پاموکاله میتوانید بسیاری از رستورانهای غذای سنتی ترکی را پیدا کنید. اما اگر به دنبال چیزی متفاوت هستید، موارد زیر به شدت توصیه میشود. رستوران لوموکو: آنها غذاهای ژاپنی، کرهای و ترکی فوقالعاده خوشمزهای سرو میکنند. این رستوران کنار دفتر شرکت اتوبوس پاموکاله قرار دارد.
کجا بمانیم؟
هتل ملروز هاوس: این هتل در پاموکاله دارای روح زیادی با آمیختهای گرم است. تختهای کوچک جذاب با توریهای خواب تهیه شده است.
قبل از بازگشت، حتماً ببینید!
دهکده کاراهیت: کاراهیت به عنوان "بهشت سرخ" یا "کیزیل جنت" نیز نامیده میشود، نام خود را از آب درمانی که دارد گرفته است. چشمه آب گرم در اینجا قرمز رنگ است و با آبهای تراورتن سفید پاموکاله متفاوت است. دلیل آن رنگ قرمز، اکسید معدنی در آبهای حرارتی است.
توسط ملتم اینان